خرید بک لینک

۱. جنگ کارن (شروع از سال ۱۹۴۹ میلادی تا کنون؛ ۶۷ سال جنگ)

جنگ کارن، طولانیترین جنگ داخلی جهان است که از سال ۱۹۴۹ میلادی آغاز شده و تاکنون نیز ادامه داشته است. مردم کارن که در جنوب کشورهای میانمار و تایلند زندگی میکنند، یکی از بزرگترین اقوام نژادی جنوب شرقی آسیا هستند که مدتها است برای جدایی و استقلال خود از میانمار، درگیر جنگ بودهاند. دو طرف مهم این جنگ داخلی، متشکل از «اتحاد ملی کارن» و «نیروهای مسلح تاتماداو میانمار» است. طرف اول، تشکلی سیاسی از مردم کارن است که توسط یک جناح مسلح به نام «ارتش آزادی ملی کارن» حمایت میشود. طرف دوم یا تاتماداو نیز نیروی مسلح رسمی میانمار است. این جنگ داخلی در ایالت کارن میانمار در حال وقوع است که توسط دولت این کشور در سال ۱۹۵۲ بنیانگذاری شد. این جنگ موجب مرگ هزاران نفر و فرار بسیاری از مردم کارن به کشورهای همسایه شد.

2. جنگ استقلال هلند (شروع از ۱۵۶۸ تا ۱۶۴۸ میلادی؛ ۸۰ سال جنگ)

جنگ

جنگ استقلال هلند که با نام «جنگ هشتاد ساله» نیز شناخته میشود، مابین سالهای ۱۵۶۸ تا ۱۶۴۸ میلادی به وقوع پیوست و دورهای ۸۰ ساله را شامل میشود. این جنگ با قیام هفده ایالت هلند بر علیه شاه فیلیپ دوم اسپانیا شروع شد. در ابتدای جنگ، نیروهای شاه فیلیپ دوم، موفق به مدیریت جنگ و سرکوبی شورشیان شدند. با این حال، شورشیان قویتر شده و در سال ۱۵۷۲ موفق به فتح منطقهی بریله شدند که خود نشان از شکست بزرگ اسپانیا بود. در نهایت، در سال ۱۶۴۸، هفده ایالت شورشی توانستند به عنوان «ایالتهای متحد» هلند مستقل شوند که بعدها با نام جمهوری هلند شناخته شد.

3. جنگهای ایران و سلوکیان (شروع از ۲۳۸ سال پیش از میلاد مسیح تا ۱۲۹ سال پیش از میلاد مسیح؛ ۱۰۹ سال جنگ)

جنگ

جنگهای ایران و سلوکیان، مجموعه جنگهایی است که بین امپراطوری سلوکیان و اشکانیان (پارتیان) ایران رخ داد و در نهایت به شکست سخت سلوکیان و خروج آنان از ایران منجر شد. این موضوع موجب شکلگیری پادشاهی اشکانیان در ایران شد. در ابتدا، امپراطوری سلوکیان از سوریه تا رود سند امتداد یافته بود. حفظ چنین قلمروی بزرگی کار سادهای نبود؛ سلوکیان همواره با مشکلاتی از سوی یونانیها از سمت غرب و ایرانیها از سمت شرق رو بهرو بودند. دو حاکم سلوکی در باختران و پارت، با سو استفاده از آشوبهایی که وجود داشت، استانهای خود را به عنوان ایالات مستقل اعلام کردند.

البته قبایلی ایرانی از آسیای مرکزی در تلافی این کار، به پارت حمله و آن را فتح کردند، سپس نام «پارتها» را برای اقوام خود انتخاب کردند. در این میان، سلوکیان به قدری درگیر جنگ با بطلمیوسیان سوریه بودند که قسمتهای بسیار بزرگی از قلمرو خود در ایران و سرزمین ماد را از دست دادند. یکی از پادشاهان جاهطلب سلوکی به نام انتیاکوس سوم در ۲۰۹ سال پیش از میلاد مسیح، خود را برای باز پسگیری قلمرو از دست رفتهی اجدادش آماده کرد. او موفق شد پارتها را شکست داده و آنان را در سرزمین خود به رعیتی برگزیند. البته بعدها با شکست انتیاکوس از رومیها در نبرد ماگنزی، سلوکیان بار دیگر بسیاری از قلمروهای خود را از دست دادند. از این زمان به بعد، کنترل سرزمین پارت، به دست پادشاهان اشکانی افتاد که شروع به فتح قلمروهای سلوکیان کردند. در ۱۳۹ سال پیش از میلاد مسیح، سلوکیان در نبردی بزرگ علیه اشکانیان شکست خوردند که با اسارت پادشاه سلوکیان، یعنی دیمتریوس سوم پایان یافته و به شکلگیری حکومت اشکانیان منجر شد.

4. جنگ صد ساله (شروع از ۱۳۳۷ تا ۱۴۵۳ میلادی؛ ۱۱۶ سال جنگ)

جنگ

جنگ صد ساله، نبردی میان دو خاندان اشرافی بود که هر یک ادعای جانشینی سلطنت فرانسه را داشتند. این جنگ با از بین رفتن پادشاهان خاندان کاپتی فرانسه آغاز شد که موجب شد سلطنت فرانسه بدون فرمانروا بماند. دو طرف اصلی این جنگ، شامل خاندان پلانتاجنت و رقیبش، خاندان والوا بود. طرف اول، فرمانروایان انگلستان در قرن ۱۲ دوازدهم میلادی بودند که اصالتی فرانسوی متعلق به مناطق آنژو و نورماندی داشتند. در مقابل، خاندان والوا قرار داشت که ادعای فرمانروایی انگلستان و فرانسه را داشت. پنج نسل از پادشاهان این دو خاندان برای تصاحب تاج و تخت فرانسه، مابین سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۴۵۳ میلادی در برابر یکدیگر جنگیدند که هریک متحمل پیروزی و شکستهای چندینباره شدند. در پایان این جنگ، «ژاندارک» نقش بسیار مهمی در تجدید و احیای خاندان والوا ایفا کرد. ژاندارک پس از تلاشهای فراوانش، روحیهی جنگاوری در شاهزاده چارلز را برانگیخت و او را بر تخت پادشاهی نشاند؛ سپس اورلئان که محل تاجگذاری سنتی خاندان والوا بود را از دست انگلیسیها پس گرفت. بعدها، ژاندارک به اسارت انگلیسیها درآمد و به جرم جادوگری در سال ۱۴۳۱ میلادی به آتش کشیده شد. با این حال، تلاشهای ژاندارک به هدر نرفت و چارلز توانست، حکومت خود را حفظ کند. در آن زمان و تا سال ۱۴۵۳، نیروهای انگلیسی از فرانسه بیرون رانده شدند.

5. جنگهای بیزانسیها و عثمانیان (شروع از ۱۲۶۵ تا ۱۴۷۹ میلادی؛ ۲۱۴ سال جنگ)

جنگ

جنگهای بین بیزانسیها و عثمانیان، نبردهایی بسیار سرنوشتساز بودند که از ۱۲۶۵ آغاز و تا ۱۴۷۹ به مدت ۲۱۴ سال به طول انجامید. این جنگ در نهایت به سقوط امپراطوری بیزانس و قدرتگیری امپراطوری عثمانیان در قلمرو بیزانسیها منجر شد. تا سال ۱۲۰۴ میلادی، پایتخت بیزانس، یعنی قسطنطنیه آبستن جنگ صلیبی چهارم شده بود. سلجوقیان روم، از این فرصت برای محاصرهی قلمرو بیزانس در غرب آسیای صغیر استفاده کردند. البته امپراطوری نیسا در سال ۱۲۶۱ میلادی، موفق به باز پسگیری قسطنطنیه از امپراطوری لاتین شد. امپراطوری بیزانس در این دوره، با خطرات بسیاری مواجه شد که یکی از بزرگترین این خطرات از سمت یکی از «بیکهای ترک» به نام عثمان اول ایجاد شد. بیک در ترکیهی قدیم، به شاه یا فرمانروا گفته میشد. عثمان اول نام خود را به عنوان بنیانگذار امپراطوری عثمانی، در تاریخ ثبت کرد. عثمان اول در ابتدا، خود را سلطان عثمانی نامیده و تا سال ۱۳۸۰ میلادی، شهر تراس بیزانس را به محاصرهی خود در آورد. تا سال ۱۴۰۰ میلادی، قلمروهای امپراطوری بیزانس به شدت کاهش یافت و به سرزمینی کوچک تبدیل شد و تا سال ۱۴۷۹ میلادی، با پایان جنگهای بیزانسیها و عثمانیان، امپراطوری عثمانی به خوبی در سرتاسر نواحی شرقی دریای مدیترانه مستقر شد.

6. جنگهای بیزانسیها و سلجوقیان (شروع از ۱۰۴۸ تا ۱۳۰۸ میلادی؛ ۲۶۰ سال جنگ)

جنگ

جنگهای بین بیزانسیها و سلجوقیان، نبردهایی را در بر میگرفت که ۲۶۰ سال به طول انجامید و موجب انتقال قدرت از امپراطوری بیزانس به ترکهای سلجوقی در نواحی آسیای صغیر و سوریه شد. این جنگها، شروعی بر دورهی جنگهای صلیبی بود. ترکها پس از فتح بغداد در سال ۱۰۵۵ میلادی، قلمرو خود را به سمت غرب گسترش دادند و در سال ۱۰۶۴ میلادی، یکی از سلاطین سلجوقی به نام الب ارسلان، سرزمین ارمنستان بیزانس را تحت تصرف خود در آورد. در سال ۱۰۶۷ میلادی، هنگامی که ترکها قصد حمله به آسیای صغیر را داشتند، با یک ضد حمله از سوی بیزانسیها، عقبنشینی کردند. البته ترکهای سلجوقی طی نبرد ملازگرد در سال ۱۰۷۱ میلادی، با شکست نیروهای بیزانسی و دستگیری امپراطور بیزانس، به پیروزی بزرگی دست یافتند. علیرغم این پیروزی بزرگ، حکومت بیزانسیها در آسیای صغیر ادامه یافت و ترکها پس از ۲۰ سال موفق شدند به طور کامل، شبهجزیرهی آناتولی را تحت کنترل خود درآورند. اولین جنگ صلیبی، زمانی شروع شد که ترکهای سلجوقی تصمیم به محاصرهی اورشلیم گرفتند. تقریبا صد سال پس از نبرد ملازگرد، سلجوقیان در پی اولین جنگ صلیبی از نواحی ساحلی آسیای صغیر بیرون رانده شده و بیزانسیها موفق شدند کنترل بخشهایی از قلمروهای از دست رفتهی خود را بار دیگر به دست آورند. با این حال، صدمات جنگهای صلیبی بعدی، بیشتر از خدمات آن برای بیزانس بود؛ چرا که مسیحیان و جنگجویان شرکت کننده در جنگهای صلیبی، با نادیده گرفتن متحدان خود اقدام به غارت شهرها و روستاهای بیزانسی کردند.

برچسب: نویسنده: کوروش سلیمانی تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 21:08

صفحه بندی